خرید بک لینک
شیرکو بیکس... یک روز نیستیتمامِ سالی..تو یک شبیا یک کتاب و یک قطره نیستیتو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستیاگر دقیقه ای نباشیساعت ها از کار می افتندخانه ها برهوت می شوندکوچه ها اشک می ریزندپرندگان،

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 10:56

حمید مصدق... وقتی تو نیستیخورشید تابناکشاید دگر درخشش خود راو کهکشان پیر گردش خود رااز یاد می برد .و هر گیاهاز رویش نباتی خودبیگانه می شودو آن پرنده ایکز شاخه انار پریدهپرواز راهر چند پر گشوده فراموش

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 10:56

احمدرضا احمدی... پنجره را می گشایم. برف ها سرانجام آب شدند. بنفشه ها از زیر برف ها قد افراخته بهار را به خورشید صبحگاهی باز می گردانند. با چشمی از من که در زمستان تیره شد، بنفشه ها را از پشت پرده ای

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 10:56

رضا براهنی...

چنان زلال شود

آن کسی که تو را یک بار

فقط یک بار نگاه کند

که هیچگاه کسی جز تو را نبیند از آن پس

حتی اگر هزار بار

هزاران چهره را نگاه کند...

یتیمِ زیبایی خواهد بود این جهان

اگر آدمهایش

بدون رؤیتِ تو

چشم گشوده باشند .

چگونه جهان

به غربتِ ابدی

دوباره عادت خواهد کرد

اگر تو را نبیند!

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: جمعه 17 خرداد 1398 ساعت: 10:56

صفحه بندی